باران احساس

 

ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشم و به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد


رفتش دیگه فکر چشاش نباش دنبال خنده هاش نباش اون دلش دیگه تورو نمیخواد 


ای دل دیدی تنهات گذاشت و رفت
توی غمهات گذاشت و رفت
آره دوست نداشت و رفت


رفتش اما عکساش کنارمه
فقط تنهایی یارمه
ببین توی صدام غمه

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۳ساعت٧:۳٩ ‎ب.ظتوسط S.A.E.E.D | Ben Sana Hiç Yetişemedim

آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز نفس می کشند...

 

 هنوز شعله ورند...

 

 نسیم مهربانی تو کی می وزد؟؟

 

*********

 

چه کردی با من؟...

 

میخواهم بنویسم...اما از چه؟ از کی؟ و برای چی؟...

 

وجود ملتهبم در انتظار گذشت لحظه هاست...

 

اما برای شنیدن چه کلامی؟...

 

می خواهم بنویسم...

 

از تو..

 

از این نیامدن و قصد رفتن کردنت..

 

می خواهم بنویسم اما دستهایم می لرزد...

 

چه کردی با من؟...

 

چه خواستم ز تو که دریغ میکنی؟

 

غم نبودنت به جانم نیشتر میزند اما درمانی نیست که به مقابلش روم...

 

آخر تو تنها امید بودی تنها دعای شبانه ام...

 

می خواهم بنویسم...

 

از چشمانی خیس و دلی در اندوه نشسته از آرزوها و دعا های بیهوده..

 

هنوز دستانم میلرزد اما باز هم می خواهم عقده نشکفته ی دل را با نوشتن باز کنم..

 

نمی نویسم چگونه می پرستمت...

 

می نویسم که مردنم را در پایت باور نداری...

 

می نویسم که من همان جزیره متروک بودم...

 

ای که بی من قصد رفتن می کنی...

 

می خواهم بنویسم اما چه سود؟!تو که نخوانده دوررش می اندازی..

 

چه سود از نوشتن وقتی گریه هایم نتوانست تو را از رفتن باز دارد..

 

دیگر نمی خواهم بنویسم ...

 

دیگر نمی خواهم بگویم چه قول ها دادی و چه قسم ها خوردی...

 

نمی خواهم بنویسم که چگونه دستی که به نیاز بسویت دراز شده بود رد کردی...

 

نمی خواهم بنویسم که می توانی فراموش کنی ...

 

اما نا نوشته می دانی که هرگز فراموش نخواهم کرد...

 

********

 

می گویند اگر نباشی، خنده با نگاهم آشتی می کند!

 

می گویند اگر نباشی، دوباره به یاد می آورم بهار کی از راه می رسد!

 

می گویند اگر نباشی..

...

..

.

 

نگاه از من پنهان نکن!

 

آنها می گویند اما من هنوز هم همه فصلها را تنها پاییز می بینم،

 

هنوز هم دلم هوای باران دارد و دلتنگی های شبانه.

 

هنوز هم در پی عطر یاس هستم و هق هق نبودنت.

 

هنوز هم دستهایت را می خواهم.

 

و هنوز هم... د... و... س... ت... ت... د... ا... ر... م

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت۳:۱۳ ‎ب.ظتوسط S.A.E.E.D | Ben Sana Hiç Yetişemedim